تبليغاتX
اسکیس -
 

سلام ...چون کلی وقت نبودم...شاید باور پذیر نباشد اما توی یک فقره گیم نت نشسته ام...کلی بچه جیغ میکشندوسر درد گرفته ام ولی مث آدمی که لحظه ای از زندان رهایی یافته باشم خشنودم. نه توانسته ام کتابی بخوانم و نه طرح تازه ای کشید ه ام...دستم به کاغذ نمیرود.دلم برای همگی شما تنگ شده ...باید به کلاس تدریس طراحی ام برسم وقت کمی دارم...برای هیچکدام از دوستانم کامنتی نگذاشته ام.شرایط ام رو تشریح نمیکنم ولی هیچ مجالی برای خواندن کامنت های خصوصی هم ندارم...کار بالا باز هم از کینو است.دو هفته دیگر بر میگردم...

 

چت

چند وقت پیش هر بار که پای مسنجر نشستم یک آی دی برای ادد انتظارم رو میکشید...بین ایشان دوستان خوبی یافتم ولی اتفاقات جالبی هم رخ داد: شروع...از کارهاتون خوشم اومده٬چقدر خوشگلی شما!من دوستتون دارم٬چند سال دارید؟ ....خب میترسیدم  برداشت بشه که اهل معاشرت مجازی و حقیقی نیستم یا چت بلد نیستم...یا مغرورم در هر صورت با احترام جواب میدادم...نهایتا...ازم عکس خواسته میشد و خب من نه زیادی زشت هستم و نه زیبا به همین خاطر ترسی از سند کردن عکس هام نداشتم...در عوض یک پک عکس دریافت میکردم ...و همگی یه جوری!!!برای من موردی نداشت و خب برای انتقال یک حس خوب میگفتم که زیبا هستید...جهت اطلاع مخاطب بنده مونث بودند...جالب اینکه اکثریت برای من زمان خاصی دستور داده میشد که فلان ساعت باش...!و خب در حین سوت کشیدن مخ میگفتم که :عفو بفرمایید من تایم زیادی رو به کار در یک شرکت مشغولم که سیستم اداری اجازه استفاده از نت رو بهم نداده و دسترسی به امکانات اینچنینی ندارم....در عوض شماره موبایل دریافت نموده و باقی مسائل رو میشه حدس زد... .جالب اینکه این قظیه چندید بار اتفاق افتاد و شخص شخیص بعد از ادعای علاقمندی به کارها و نوشته های حقیر تازه به یاد این می افتاده که بیاید و بخواند که من چه جور آدمی هستم و قاعدتا با برخورد به عکس کوروش کبیر ٬پسر اینجانب...طی یک آف دردناک بنده حقیر را به آماج فحش و ناروا بسته و در آخرین حرکت قید میشد که برخورد شما در حد یک پدر نبود...و عوض لاس زدن با ملت برو به خانواده ات برس...!یا بارها اتفاق افتاده که یک شخص حقیقی با چندین آی دی یا نام های متفاوت برای حقیر کامنت نوشته و تلاش زیادی برای شناخت کسی دارند که تمام بیوگرافی حقیرش گوشه بلاگش نوشته...نه که آدم خوبی باشد که از همه بد تر است...ولی کلی خسته شدم از برخورد های محترمانه ایی که با تمامی این گزینه ها داشتم و بعد ها متوجه شدم که تمام کنتکت ها برای تست کردن من بوده..خالی از هر صداقتی... .

بر میگردم..و طی این مدت دلم برای همگی شما خیلی خیلی تنگ میشود...دوستتان دارم و به شما فکر میکنم... .با آرزوی روزهای خوب برای شما...... .

نوشته شده توسط مرتضی خسروی در 87/04/10 |