تبليغاتX
اسکیس -
 
اندر احوالات امروز ایران زمین

پای صحبت قصاب محل نشسته بودم که شباهت های ناگزیری داشت با مطلب دخو در صوراسرافیل...

پخش زنده:ها بله٬ ملت همه زل   زده اند به ویترین ما...مردم عشق پاچه و رون و کله و سیراب شیردون شده اند...نیست دولت قاطی نون هر زهر ماری کرده ملت گشنه مانده.عرض میکنم٬روز اول از صد من آرد یک دنه آجر ...مقادیری خاک اره چوب٬کمی تف٬و غیره قاطی میکنند... آدمی از جیک صبح تا بوق سگ حمالی کرده هم خوب و بد نمیکندکه...هر چه بخورد..اصلا نخورده .تو این حیص و بیص که ملت قاطی نون گلوله ۱۶۰ هم پایین میبرند بعید نیست که معاونت فرهنگی دانشگاه از مصرف زیادی گوشت بدنش خارش بگیرد.آقا سرت را درد نیاورم یک مثقال تریاک از یک بسته مداد رنگی ارزان تر شده..شما که شیطونک میکشی بیتر میفهمی حرف ما را... . تا پایان این دوره همه تحت پوشش کمیته امداد میرویم ...ولی آنموقع درد این است که از کی گدایی بکنیم آنوقت... .

قصد سیاسی نوشتن ندارم بین حرف های قصاب محل مان استدلال انچنانی هم وجود ندارد ٬ولی آدمی رو به یاد دخو می اندازد که دولت ناچار شد با احترام و بهترین کالسکه و سوار تبعیدش کند به فرنگ به قرار حقوق ماهی ۱۵۰ تومن آن زمان... .حالا امروز بگو ف...میگویند زهر مار و فئودالیسم...بگو م میگوند لعنت به مارکس...بگو قیژژژژژژژ زیپ دهنت رو ببند...میگویند هورا خوش امدی برادر... .

نوشته شده توسط مرتضی خسروی در 87/04/13 |